فکر کنم با افراد بسیاری در جامعه برخورد کرده اید که وقتی قدرت لازم برای عرض اندام ندارند، تن به ستم می سپارند و دم از اعتراض نمی زنند، ولی همین که پشتشان به جایی گرم شد به سرعت اخلاقشان عوض می شود و آن روی خود را نشان می دهند. این چنین افراد فوق العاده خطرناکند. فرق نمی کند که ستمگر باشی یا ستم پذیر، مهم ذات ستم است که با برخی عجین شده و باید یا ستم کنند یا ستم را بپذیرند و حالت سومی برایشان دیده نشده و نخواهد شد. نمی دانم این قضیه مربوط به سرشت این انسانهاست یا تربیت ایشان، ولی به هر حال پدیده ی ناخجسته ای است که نفرت هر صاحبدلی را برمی انگیزد. این سخن حضرت حافظ:

در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب                یارب مباد آن که گدا معتبر شود

همان سوزی است که از دل رند جهان سوز شیراز برخاسته و چنین افرادی را به باد ننگ و نکوهش گرفته است. از نظر خواجه گدا موجودی است که دستش را به پیش کسان و ناکسان دراز می کند تا لقمه ی عیش خویش را تامین نماید. همین فرد وقتی که به نان و نوایی می رسد باز دستش را به سمت کسان دراز می کند، اما این بار نان و نوا نمی خواهد بلکه آبروی رفته اش را طلب می کند. او سرشار از ننگ و عقده و نفرت است و می خواهد با آزردن همنوعان خویش، گره های روانی و عاطفی مانده در روح خبیثش را باز نماید. وی بر صورت مردمان شلاق می زند تا تاول های دلش را آب کند و روح بیمارش را التیام بخشد. این قبیل افراد، خران خدایند بر زمین که اگر باری بر دوششان ننهی، بر سینه ات لگد می زنند و وجودت را می آزارند. نباید با چنین کسانی دوستی ورزید و نباید به آنها میدان داد تا جولان زنند. در زندگی یا باید عاشق بود یا سرشار از کینه و نیرنگ و عقده ی حقارت، انان که عاشق نیستند، گره خورده و بی مرامند و رسم جوانمردی را نمی شناسند و به سخریه می گیرند. گوشی که صدای سخن عشق در اعماقش نپیچیده غار وحشت است. بیایید عاشق باشیم. چرا که به قول سلطان سخن پارسی:

عاشق شو ارنه روزی کار جهان سرآید              ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی

 و اسرار عشق را به مدعیان هرزه و دروغ پرداز و شکم باره فاش نکنیم و به زیباسخن:

با مدعی مگوئید اسرار عشق و مستی            تا بی خبر بمیرد در درد خودپرستی

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۳ساعت 17:21  توسط علی اکبر ملایی  | 
در این دنیای نانجیب، نجیب بودن، انتخاب دشواری است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۳ساعت 19:28  توسط علی اکبر ملایی  |